دزدی و انصاف

 

یادش بخیر، روزگاری دزدها هم باشرف بودند

گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود ودعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.

او را گفتند : چرا اینهمه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ، مال او را حفظ می کند. من دزد مال او هستم ، نه دزد دین. اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال، خللی می یافت، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.

                                           کشف الاسرار

/ 1 نظر / 3 بازدید

سلام . درود بر شرف اون دذد ،حتما صداقت او مایه ی نجات او خواهد شد (النّجات فی الصّدق). و به پاداش نیت زیبایش روزی خود را پیدا می کند .او به مراتب بر تر است از کسی که ادعا ها دارد اما با اعتقاد مردمان بازی می کند. منتظر دیدارتون هستم . fazlollah110 نجوای دل .