آیا شکل گیری و ادامه تاریخ حیات انسانها نیزاز قاعده  "تنازع بقا " که عامل مؤثر درتداوم حیات نبات و حیوان است ، تبعیت مینماید.

پاسخ دقیقتر به این سؤال را در شرایطی میتوان داد که تأثیر و دخالت عامل و عنصرمتمایز کننده انسان از حیوان و نبات یا همان قوه تدبیروتفکر( که از آن با تعابیری چون اندیشه و عقل و دیگر مؤلفه های تابعه آن از قبیل اخلاق و یا فضائل اخلاقی یاد میگردد ) مورد مطالعه و بررسی واقع گردند .

در یک نظراجمالی میتوان دریافت که آنچه بعنوان تاریخ و سرگذشت ملل و اقوام به ثبت رسیده عبارت است از مجموعه جنگ ها و نزاع ها و درگیریهای بین آنان (برسرمنافع مشترک و یا اثبات هویت برتر) که غالباً مطابق همان قاعده تکاملی مورد اشاره " تنازع بقا " اقویا و یا زورمندان بلحاظ برتری نیرو و امکانات جنگی و رزمی ، ضعفا و حریفان فاقد آن برتریها را یا مطیع و منقاد خویش ساخته و یا از بین برده و ازصحنه حیات ساقط نموده اند وگاه انسانهای قویتر، از قاعده "تنازع بقا " نیز پارا فراتر گزارده و با بهره گیری از قوه تفکر و اندیشه (یعنی امتیازی که حیات حیوانات فاقد آن است ) برخی ازحریفان ضعیفتر را از تداوم نسلهایشان نیزساقط نموده اند چنانچه درتاریخ فراعنه مصر و دیگرطاغیان سایرنقاط کره ارض ذکرگردیده است .چنانچه در قرآن کریم آمده است :

" اِنّ فِرعونَ عَلا فِی الاَرض وَجَعَلَ اَهلَها شِیَعا یَستَضعِفُ طاعِفَة مِنهُم یُذَبِّحُ اَبنائهم وَیَستَحیی نِسائَهُم اِنَّهُ کانَ مِنَ المُفسِدین "(1)

: همانا فرعون در روی زمین برتری جوئی و طغیان میکرد وبین مردم تبعیض قائل می شد و پسران آنهارا سرمی برید و زنها را نگه می داشت او درواقع از جنایتکاران و فاسدین تاریخ بود .

با مطالعه دقیق عوامل مؤثردر شکل گیری تاریخ حیات انسان میتوان نتیجه گرفت آنچه حیات آدمی را به حیات حیوانی شبیه و گاه از آنهم پست تر و متمایزمینماید عدم بکارگیری تفکر و اندیشه ( بعنوان عامل برتری آدمی ) نیست بلکه نحوه و هدف بکار گیری این قوه متمایزکننده است که بالاجمال میتوان آنرا در غیبت مکارم اخلاق و فضائل و تابعه آن مشاهده نمود همان عامل و یا هدف غائی که پیامبر اسلام(ص) غایت بعثت خویش را برای تکمیل و تکریم آن عامل برمی شمارد : (اِنّی بُعِثتُ لِاُتَمِمَ مَکارِمَ اَلاَخلاق .) :من برای اتمام و تکمیل کرامتهای اخلاقی مبعوث و برانگیخته شده ام .

----------------------------------------------------------------

(1)-سوره قصص آیه 4