شاید بتوان "سرگذشت مردمان را در ازمنۀ تاریخی " تعریف اولیه ای از تاریخ دانست که به ذهن هر کسی خطور مینماید  ، اما واکاوی دقیقتر این تعریف و مؤلفه های دخیل دراین سرگذشت ها روزنه های دیگری از " چرائی و چگونگی " شکل گیری آن را به ذهن نزدیک سازد .

در مطالعه تاریخ طبیعی حیات موجودات زنده اعم از نبات و حیوان و انسان یک اصل قابل پذیرش ، مورد توافق همه آگاهان این علم واقع گردیده که از آن به عنوان " اصل تنازع بقا " یاد میگردد و مفهوم و معنای اجمالی آن این است که همۀ موجودات زنده برای ادامه حیات و دسترسی بهینه به انرژی مورد نیاز حیات خویش ، ناگزیراز داشتن نوعی فعالیت اند که از آن با عنوان  "رقابت " یاد میگردد .

اما این رقابت گاه چنان تنگ وفشرده میگردد که به دلیل کمبود منابع انرژی و به ناچار به صورت " تنازع برای بقا " موجبات حذف عده ای از صحنه حیات فراهم میگردد تا در نتیجه ، بقای عده ای دیگر امکان پذیر گردد لذا درتداوم این روند پدیده " تنازع بقا " ویا درگیری و نزاع ، برای ادامه حیات اجتناب ناپذیر است .

این موضوع  که درعالم حیوانات و حتی نباتات امری طبیعی و ناگزیرقلمداد میگردد ،  درنتیجۀ یک سیر طبیعی ، تداوم حیات اینگروه از موجودات را برای شکل گیری تاریخ طبیعی حیات آنان امکان پذیر میسازد .

اما سؤال اساسی که در همین رابطه به ذهن می آید این است که آیا شکل گیری و ادامه تاریخ حیات انسانها نیزاز این قاعده تبعیت مینماید.

پاسخ دقیقتر به این سؤال را در شرایطی میتوان داد که تأثیر و دخالت عامل و عنصرمتمایز کننده انسان از حیوان و نبات یا همان قوه تدبیروتفکر( که از آن با تعابیری چون اندیشه و عقل و دیگر مؤلفه های تابعه آن از قبیل اخلاق و یا فضائل اخلاقی یاد میگردد ) مورد مطالعه و بررسی واقع گردند .

با لحاظ نمودن این وجه تمایز میتوان تفاوت های تاریخ حیات آدمی را از سایر موجودات ذیحیات بررسی و بازشناسی نمود و نشان داد که در هر مرحله و شرایطی از تاریخ حیات انسان که بکارگیری این عنصرمتمایز کننده ( قوه تفکرو تعقل و مشتقات تابعه آن) در ارتباط  و تقابل عمل زندگی اجتماعی بشردخیل بوده ، تاریخ حیات بشری از سایر موجودات ، متمایز و در غیر اینصورت  وجوه تشابه موضوع تاریخ حیات انسان و حیوان را به ذهن متبادر میسازد . (1)

--------------------------------------------------

(1)- ادامه مطلب در پست بعدی