نجوای دل

خاطراتی از انقلاب (چهلم های انقلاب)

روز 29 بهمن ماه سال1356 مصادف بود با چهلمین روز شهدای 19 دیماه قم و در واقع سرآغاز چهلمهای زنجیره ای انقلاب ، که همزمان در شهرهای مختلف برگزار میگردید . ( در پی واقعه اولین چهلم ، سایر تظاهرات ایام انقلاب پس از یک وقفه چهل روزه و به بهانه چهلمین روز بزرگداشت شهدای تظاهرات قبل به اوج خود میرسید که از آن سلسله اعتراضات بعنوان چهلمهای انقلاب یاد میگردد ) در روز 29 بهمن به دنبال بیانیه امام خمینی (ره) که از شهر نجف صادر و به دست مردم رسیده بود مراسمی در یکی از مساجد شهر بعنوان یادبود شهدای 19دیماه برگزار گردید .

متن آن بیانیه تکثیر و درمیان دانشجویان توزیع گردیده بود ، لذا جمعیت دانشجویان با استفاده از سرویسهای ایاب و ذهاب دانشکده راهی شرکت در این مراسم گردیدند ، تا قبل از ورود دانشجویان مراسم به سبک سنتی و با خواندن قرآن و مداحیهای معمول از طرف مؤمنین مسجد در حال اجرا بود ، اما باورود دانشجویان ، شور و حال آنان و سردادن شعار های تند و ضد رژیم حال و هوای مراسم را دیگر گون نمود به نحوی که وساطت بانیان مسن تر مراسم در جهت آرام نمودن فضا و (به تعبیرآنان) رعایت تقیّه مؤثر واقع نگردید و شعارها و شور و حال جوانان دانشجو ، مأموران پلیس را به محل مراسم کشانید , ابتدا رئیس شهربانی وقت دعوت به حفظ آرامش نمود که با شعارهای تند دانشجویان مواجه گردید .

 ادامه این شعارها و فضای ملتهب مسجد ، فضا را ازحالت یک مراسم معمول خارج و به زد و خورد و درگیری مأمورین امنیتی کشیانید ، لذا دستور حمله و سرکوب از ناحیه رئیس شهربانی صادر گردید که منجر به زد و خورد و تعقیب و گریز به خیابانهای اطراف و حضور بیشتر مردم و کوچه و بازار شد و در این میان حمله و تعقیب بیشتر متوجه دانشجویان در حال فرار بود .

در ادامه فرار در یکی از مسیرهای مسدود شده این تعقیب و گریز در یک لحظه خود را درمیان چند نفر مأمور مسلح و باتوم به دست و آماج ضربات پی درپی آنان محصور دیدم که شدت ضربات و عصبانیت آنان حکایت از وخیم بودن اوضاع در سایر نقاط داشت ، در این اثنا متوجه دستگیر شدگان دیگری شدم که غالب آنان را دانشجویان تشکیل میدادند ، افراد دستگیر شده به بازداشتگاه کلانتری نزدیک به محل انتقال وسپس بازجوئی و  تشکیل پرونده اعزام به دادگاه آغاز گردید .

همراه داشتن اعلامیه های دعوت به اعتراض امام توسط من و چند نفر دیگر از دانشجویان ( که در آنزمان از ناحیه مأمورین اعلامیه مضرّه خوانده میشد ) عصبانیت و خشونت پلیس را تشدید نمود بگونه ای که در یک لحظه با بیداری پس از مدهوشی (که در اثر شدت ضربات اتفاق افتاده بود ) خود را در معرض تلاش و کنکاش آنان برای کشف منشأ اصلی انتشار و انتقال  اعلامیه ها دیدم...

همزمانی این تظاهرات با زنجیره سراسری تظاهرات سایر شهرها باعث تشدید برخورد و انتقال به دادگاه و صدور قرارهای سنگین و محکومیت به زندان گردید .

در این میان علیرغم خشونت و ضرب و شتم معترضین توسط مأمورین که ویژگی مشی و مرام سیاسی همۀ حکومتهای استبدادی است ، رعایت حداقلهائی از قوانین ولو به ظاهر مایه تأمل و توجه است که به مواردی از آنها اشاره میشود 

- پس از حضور در دادگاه و محاکمه ، عوامل دادگاه علت جراحات وارده به سر و صورت و حتی مشخصات مأمورین دخیل در ضرب و جرح را جهت پیگیری قانونی جویا میگردیدند ، هرچند که امکان دسترسی و پیگیری مشخصات مأمورین عامل ضرب و جرح در آن شرائط بحرانی امکان پذیر نبود .

- بنا به اعلام ظاهری افسران ساواک حاضر در زندان ، از تراشیدن سر کسانی که عنوان دانشجو داشتند خود داری میگردید و این موضوع را به عنوان مراعات شأن و شخصیت دانشجو اعلام میداشتند .!!

- محل زندان دانشجویان ، ابتدا در بندهای عمومی و در میان سایر زندانیان تعیین گردید اما با دخالت مسئولین زندان انتقال دانشجویان به بخش دیگری که از امکانات مناسبتری برخوردار بود انجام گردید و این انتقال را به عنوان مراعات شأن دانشجویان اعلام مینمودند ...(*)

---------------------------------------------------------------

(*) - علیرغم امکان برخورد شدید و خشن و مهار کننده تظاهرات که باحضور انبوه مأموران مسلح رژیم عملی مینمود ، خود داری از برخورد شدید تر ، محل تأمل بود که امام خمینی(ره) در یکی از بیانات پس از انقلاب آنرا چنین توصیف نمودند که: یکی از لطف هائی که در این انقلاب خداوند به ملت ما روا داشت این بود که آنها آنطور که می توانستند به ما سخت نگرفتند .(نقل به مضمون)


Weblog Themes By Pichak

<< مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر >>

نويسندگان

موضوعات

     

درباره وبلاگ