در فصل سرد زمستان ( زمستانی کم بار ازنزولات سماوی و پربار ازبَرد و برودات جوّی ) که آن را از سالهای قدیم ترمستثنی کرده بود، قصد سفری زمینی و ارزانبها و نه آسمانی و گرانبها به مقیاس سیری در آفاق اما به نیات توامان آفاقی و انفسی و درپی امتزاج دومطلوب سیاحت و زیارت درنظرافتاد و ازباب فرقت و فراغت از اینهمه سیر و سرکشی و سرک کشی در فضای مَجازی در دنیای غیر مُجاز ، زیارت بارگاه ثامن الائمه (ع) در مشهد ارض توس به نظر مطلوبتر افتاد که این طی الارض در مقیاسی طولی و طولانی ، فاصله ای قریب به هزار و پانصد کیلومتر را میطلبید ، لاجرم شوق امتزاج زیارت و سیاحت امکان بکار گیری دومرکب اتومبیل(از نوع ایران خودروئی  ) و قطار (از نوع ترن زمینی ) میسور و فرصت نیل به سرزمین مطلوب را مقدور نمود .

  تمهیدات در خور تقدیر آموزش و پرورش در خصوص مکان بیتوته و تدارک اطعمه و مأکولات بکمک رزرو اینترنتی خانه معلم به کاهش بخش عمده ای از دغدغه خاطراین سفر زیارتی و سیاحتی کمک نمود و لذا فرصت و فراغت نسبی در جهت تأمل و تعقل در چگونگی ادای آداب عبادی و اسبحبابی و چرائی بی توجهی متولیان امور درخصوص رسوخ پاره ای عادات خرافی در پاره ای از رفتار زائرین را فراهم مینمود .

دراین میان آنچه علیرغم بار معنا و معنوی این زیارت آنرا به نظر به دغدغه  قریب مینمود و ابهاماتی از این دست را به ذهن قریبتر میکرد اینکه آیا متولیان آستان قدس از اینگونه قضایا بی خبرند و یا باخبرند و در جهت حل معضل به اندیشه ای نمیپردازند :

از جمله آنکه چرا در هنگام فریضه نماز ، زائرینی که به نیت تقرب و توسل به ائمه طاهرین(ع) قصد زیارت مینمایند به جای اقامه نماز به لمس و بوسه و گریه برضریح مطهر اصرار و ابرام میورزند و حتی برای سبقت در این امر از هیچ تلاش و کوششی و لو زیر گرفتن ضعفا از ناحیه اقویا فروگزار نیستند گویا این اعمال غیر ضرور را واجبتر از فرائض عبادی می پندارند و یا بعد از سه دهه از روشنگری متولیان امور دینی در عصر نظام اسلامی درجهت زدودن خرافه ها نتیجه معکوس عاید گردیده است ؟

و دو دیگر آنکه درسرزمینی که مؤسسات مالی آستان قدس صرف نظر از اعانات و نذورات زائرین و صرفاً از ناحیه شرکتهای اقماری تولیدی و درآمدزای آن که به اعتراف آگاهان اقتصادی ، یکی از قطب های مطرح اقتصادی کشور میباشد آیا وجود تکدی و تکدی گری که نماد فقر و تنگدستی کسانی است که به عنوان آخرین راه حل به این عمل روی آورده اند محل ابهام و دون شأن این سرزمین مبارک و معنوی نیست ؟ 

و سه دیگر آنکه توسعه اماکن و محدوده حرم به انحاء متنوع اعم از رواقها و تزیین ها و آئینه کاریها و طلاکاریها و ظاهر آرائیهای مرتبط ، آیا با سیره و روش زندگی و توصیه ها و ساده زیستی ها و پرهیز از اسراف و تبذیر و درمجموع اهداف متعالی و معنوی ائمه طاهرین (ع) و بزرگان دینی سر سازگاری دارد و یا توجیه شرعی و عقلی خاصی در این زمینه وجود دارد و دیگران از آن بیخبر مانده اند؟

اما در کنار این ابهامات ، اقدامات در خور توجه و قابل استفاده ای نیز قابل ذکرمیباشد که زائرین کمتر به بازدید و بهره مندی از آنها میپردازند از جمله تأسیس و توسعه موزه های متنوع فرهنگی ، دینی ، هنری و تاریخی را میتوان ذکرنمود

ازنکات قابل توجه دیگر اینکه علیرغم تلاش و  توجه روزافزون به عمران و آبادانی این مکان مقدس در عصر نظام اسلامی که دور از انتظار نیز نبوده است وجود بناهائی با معماری اسلامی آنهم در دوره های حاکمیت فرمانروایان و امرای غیر شیعی ، قابل توجه و در خور تأمل و تعمق است از جمله بنای با عظمت مسجد گوهرشاد که بنا به مستندات مکتوب آن منسوب است به گوهرشاد خاتون همسر میرزاشاهرخ تیموری ازسلسله تیموریان و از نوادگان تیمور لنگ که باستناد روایات تاریخی ، مشی و مرام معتدل و متوازن این شاهزاده تیموری و گرایش و علائق همسر او و نیز تلاشهای هنری یکی از فرزندانش در تکمیل هنری و معماری اسلامی این بنای تاریخی با عملکرد حاکی از کشتار و خونریزی تیمور لنگ در ایران سده هشتم هجری در تضاد آشکار و از عجایب و نوادر روزگار به نظر میرسد ...فاعتبروا یا اولی الابصار...