دل که آینه صافی است غباری دارد

از خدا می طلبم صحبت روشن رائی

بهای دل چیست ویا چند است و یا کیلوئی و یا دانه ای چند می ارزد مگر یک انسان یک عدد دل بیشتر دارد ، اساساً خود یک انسان با (تمام دل و قلوه و ...و بقیه مخلفاتش )کیلوئی و یا دانه ای ( نه ببخشید نفری یعنی حداقل برابر یک نفر شتر )چند تومان و یا چند دلار و یا چند نفر شتر می ارزد ؟ در تعیین بهای کنونی با معیاری که در محافل حقوقی از آن به عنوان «‌دیه یا باب دیات» یاد میکنند  حدوداًمیشود بهای یک نفر آدمیزاد را « با تمام دلش » حدث زد ( مثلاً حدود پنجاه میلیون تومان یا پنجاه میلیارد ریال) این رقم در بازار کلیه فروشیها (یا همان قلوه فروشیها) شاید رقم بالائی باشد و شاید قلوه فروشها آرزو کنند نرخ یک جفت قلوه با یک عدد دل برابری میکرد تا با در آوردن یک قلوه میتوانستند بهای نیمچه دلی کسب میکردند و با آن مدت بیشتری با همان یک دل و یک قلوه باقیمانده امرار معاش میکردند .

اما شاید این گروه از افراد ندانند اگر اینجا بهای دل را در این حد تعیین کرده اند به مشکلات اقتصادی برمیگردد یا مقولات دیگری از قبیل سیاسیات و اجتماعیات و حقوقیات و ...

لذا چنانچه موضوع را با مقوله اقتصادیات مرتبط بدانیم، پول رایج ما در برابر پول خارجیها (یعنی همان ارز رایج) تومانی یک به هزار و خورده ای توفیر یا تفاوت می یابد جل الخالق!!! سابقاً تفاوت فاحش و بسیار فاحش دو چیز را تومانی یک قران (یا همان یک ریال) تعیین و یا مثال میزدند یعنی با این حساب بهای یک نفر آدمیزاد با تمام دل و قلوه و .... میشود پنجاه هزار دلار (یا همان ارز خارجی ) . یعنی آن حرامیان غیر مسلمان با اندکی پول حرام خودشان میتوانند بیش از هزار برابر پول حلال مارا به جیب بزنند ویا مثلاً با پول یک ماشین چند آدمیزاد از نوع ایرانی و آنهم از نوع مسلمان آنرا خریداری نمایند ؟ بازهم جل الخالق و عظم شأنه !!! تازه این در شرایطی است که در محاسبه این بهای تمام شده ،‌ پای موضوع  یارانه (یا سوبسیدسابق ) هم در میان است و چنانچه مثل سایر اقلام اقتصادی از قبیل حامل های انرژی و قابل های خوردنی و خوراکی و ...یارانه دلها و یا نفرات آدمی (با تمام دل و قلوه و ...اش ) برداشته شود که دیگر حساب دل و یا جان و یا خود آدمیزاد با کرام الکاتبین است .

اما شاید بتوان موضوع ( تعیین بهای اندک دل آدمیزاد ) را به مقولات دیگری مثلاً سیاسیات و یا اجتماعیات و حقوقیات نیز مرتبط دانست ، قرائن مربوطه را از بعضی مواضع جدیده که از ناحیه زعمای نابغه مملکت صادر و ساطع میگردد میشود فهمید از جمله اینکه در گفته های جدیده آنان چنین آمده که:مملکت ما با این وسعت و پهنا و درازا ظرفیت تولید و پرورش بیش از این میزان جمعیت را دارد و در همین شرائط اقتصادی موجود تا یکصد میلیون نفر را میتواند در خودش بگنجاند و آب هم از آب تکان نخورد و این به این معنی است که ما مشکلی به نام اقتصاد و یا معیشت نداریم و با همین اقتصاد در کمال ارزانی و با کمترین هزینه میتوانیم سی ملیون نفر دیگر آدمیزاد به جمعیت کنونی افزوده نمائیم بدون اینکه مشکلی به مشکلات تولیدی و اقتصادیمان بیافزائیم چون در شرائط کنونی کمترین هزینه تولید مربوط به تولید آدمیزاد است بعلاوه اینکه تولید این کالای ارزان و کم هزینه جایزه هم دارد نفری یک میلیون تومان ( که البته به دست تولیدکننده سپرده نمیشود بلکه در حساب متولیان طرح مذکور میماند تا فرد به بلوغ کامل برسد و آنهم باین شرط که تولید کننده نیز مبلغ معادل آنرا باز هم به همان حساب واریز کند تا در آینده مثلاًبیست سال بعد همین متولیان نفرات (دلهاو قلوه های) تولید شده در مورد نحوه هزینه آن پس از کسورات و مالیات قانونی و معوقه آت مربوطه تصمیمات نافذ و کافی اتخاذ فرمایند .و این به معنی برنامه ریزی از نوع دراز مدت میباشد که به مقولات سیاسیات و اجتماعیات و حقوقیات مرتبط میگردد و به مقوله اقتصادیات هیچگونه دخل و تصرفی پیدا نمیکند .!!!