واژۀ توکّل به معنی و مفهوم اعتماد کردن به دیگری است اما عرف کاربردی آن غالباً درمواردی است که کسی درتمامی زمینه های کسب اعتماد مأیوس گردیده و بعنوان آخرین راه حل و شاید در یک حالت عجز و لاعلاجی (کاربردبارمنفی این واژه در حالت دست روی دست گذاشتن و فرار از بارمسئولیت آور موضوع) امر را به خداوند محول مینماید و به گونه ای طلب برائت بی مسئولیتی خویش رانیزاعلام میدارد.

اما در یک رویکرد معنی گرایانه میتوان کاربرد این واژه را در شرایط سازنده ترو مسئولیت پذیرانه شخص متوکل جستجونمود ، چراکه دقت در مفهوم و معنای واژه ، میرساند که طلب اعتماد از غیر بایستی در یک پروسه عملگرایانه ،تحقیقی و تجسس آفرین مورد نظر قرارگیرد که این خودلاذمه تلاش ، مطالعه ، دقت در یک پژوهش تطبیقی در عرصه شناخت و بکارگیری تجارب موفق است .

با این توصیف لاذمۀ توکل در هرامری درمعنای دقیق و کاربردی آن تلاش معقول برای به مطلوب رسانیدن آن باتکیه و اعتماد به تجارب موفق دیگران موضوعیت می یابد .

ذکر و یادآوری این نکته نیز ضروری است که در هر شرایطی احاله امور و یا طلب نتیجه مطلوب با استعانت از مورد اعتماد ترین تکیه گاه انسان که همان خداوند قادر میباشد با سیر عقلانی تعاقب خواسته ها و مشکلات آدمی منافاتی ندارد چنانچه توکل به حقتعالی شرط اصلی و لازم تحقق بهینه امور هر فرد معنی گراست و دستوراکید قرآن کریم در همه موارد اعم از قوه و فعل انسانهاست : فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین...

در حذر شوریدن شور و شرست      رو توکل کن توکل بهترست

با قضا پنجه مزن ای تند و تیز          تا نگیرد هم قضا با تو ستیز

مرده باید بود پیش حکم حق           تا نیاید زخم از رب الفلق