مراحل حیات و یا زندگی را با پدیده ای بنام گذر عمر یاد میکنیم که به بصورت اجمال دورانهای کودکی ، نوجوانی ، جوانی ، میانسالی و پیری در آن قابل توصیف است .

آنچه در گذر و گذار این دورانها بیشتر از هرچیز مورد توجه است نقاطی از این گذار است که نسبت به بقیه از برجستگی و یا ویژگی متمایزتری برخوداراست و معمولاًبا توصیفاتی همراه اند که از آن به نام "خاطره و یا خاطرات"یاد میگردد .

ویژگی اصلی و عمدۀ خاطرات ، ماندگاری آنها در یاد و یا ذهن و ضمیر انسان است و لذا چنین مینمایند که زمان بیشتر و یا طولانی تری را بخود اختصاص داده اند حال آنکه پدیده ای به نام زمان در دوران عمر هرکسی با مقیاسهای سنجش آن (شامل ثانیه ، دقیقه ، ساعت ، روز ، ماه و سال) از روند و یا سَیر ثابت و یکنواختی برخورداراست و تمایز و یا تفاوت بین مراحل آن به نوع حوادث و وقایع مرتبط با آنها برمیگردد که آنهم خود تابعی است از تلقی و نگرش فرد و یا افراد نسبت به آن وقایع و یاحوادث.

در اینجا ذکر این نکته نیز ضروری است که به بنا بر عقیده و نظر فلاسفه و صاحبنظران ، پدیده ای به نام "زمان " از امور اعتباری است و مفهوم آن این است که "زمان "به خودی خود موجودیتی ندارد و لذا وجود آن به اعتبار امور دیگری از قبیل حرکت و ابعاد مکانی و ... است که از حوصله این بحث خارج است .

اما اینکه در مراحلی از زندگی ، بعضی خاطره ها جلوه و یا نمود بیشتری به یادگار میگذارند و گوئی زمان بیشتر و یا طولانی تری را بخود اختصاص داده اند با نوع تلقی و احساس ما نسبت به آن خاطرات ارتباط دارند بعنوان مثال چگونه است که خاطرات دوران کودکی مانائی ویا جلوۀ بیشتری از خود نشان میدهند ؟

بنا به عقیده روانشناسان دراین دوران تراکم و یا حجم مشغله ها و یا دریافت های ذهن محدودتر بوده و از طرفی در این دوران کودک ، بزرگ شدن و برخورداری از امکان و اختیار و اقتدار بزرگترها را به شدت آرزومند است و بعبارتی برای دستیابی به آن عجله دارد و لذا احساس طولانی بودن زمان در این دوران برجسته و خاطرات آن نیز برجسته تر و ماندگار ترمینمایند

اما در بزرگسالی گذر و سیر ایام و سپری شدن عمر با سرعت بیشتری احساس میگردد و میل برای کنترل و کاستن از این سرعتِ گذار افزایش می یابد که ثبت خاطرات و گرفتن عکس در مناسبتها و به بهانه های مختلف حکایت از حضور این میل در باطن هرکس مینماید ، به نظر روانشناسان این تمایل به موضوعی مرتبط میگردد که از آن تحت عنوان " میل به به بقا "یاد میگردد .

موضوع "میل به بقا "دارای مراحل و نوساتاتی است که شدت و ضعف و یا سیر و صعود آن با علائمی همچون درجات وابستگی به مظاهر دنیوی حیات و بنا به موقعیت و میزان برخورداری هرشخص از امکانات موجود و به نسبت سطح آمال و آرمانهای او ارتباط می یابند که در ادامه مطلب در پست های بعدی به آن خواهیم پرداخت .