بدون شک مسیر طی شده در مراحل پیشی گرفتن غرب در ابعاد گوناگون زندگی امروزین نسبت به ممالک شرقی رانمیتوان بدون پشتوانه تاریخی حیات و مرگ تمدنهای آنان در این مسیر برآورد نمود 

غرب شناسان آغاز این حرکت را به سالهای پس از قرون وسطی و یا دوران اتمام سیطره حاکمیت کلیسا ها برمقدرات مردم آن سامان میدانند که از آن به عنوان رنسانس و یا همان تجدید حیات علمی ، فرهنگی غرب یاد میگردد که امری پذیرفته شده در میان همه محققین و صاحبنظران این مبحث میباشد

 

آنچه امروزه حضوری ملموس در آثار و ظواهر زندگی این مردمان را نشان میدهد این است که درمیان این مردمان درعین تنعم حاصل از بهره مندی از زندگی مجهز به تکنولوژی نوین ، سخت کوشی و تلاش مستمر آنان در بهره گیری بهینه از مواهب طبیعی و نیز دستاوردهای علمی و عقلانی محسوس است که از یکطرف بر پیشینه ای متمایز نسبت سایر ملل استوار بوده و از طرف دیگر میتواند حاصل برنامه ریزی قانونمدار مدیران و کارگزاران آن دیار در طول سالیان متمادی قلمداد گردد که حاصل آن برقراری فرهنگ قانون پذیری و یا پرهیز ار قانون گریزی است و به نظر میرسد عوام و خواص در این رابطه بگونه ای یکسان به اهمیت موضوع فکرمیکنند .