راستی ، من نفهمیدم چرا اینهمه از پائیز مذمت شده و تنها معدود توصیفاتی چون " فصل همه رنگ " و " فصل دلبری و افسونگری " و" پائیز خاطره انگیز" در موردش بکار برده اند مثلاً این موارد را بازخوانی کنیم
"سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم (سهراب)
ویا
ای دل اگرچه پاییز بیداد می نماید
آزاده باش چون سرو افسرده گی نشاید(رازقی فانی)
و یا
ده و هشت بگذشت سال از برش
به پاییز چون تیره گشت افسرش(فردوسی)
ویا
نفع باران بهاران بوالعجب
باغ را باران پاییزی چو تب(مولانا)

حالا اگر از بحث جور شدن قافیه و عبارات تمثیلی موضوع و باقی قضایا بگذریم ،
آیا نمیشود پائیز را مکمل دیگر فصول و محرک عقول و ...پاس داشت
و اصل را بر نوع نگاه آدمیزاد اعم از شاعر و فیلسوف و دیگران ...انگاشت ؟