در زندگی اجتماعی جوامع بشری گاه دیده میشود آدمیان نسبت به زندگی خود و دیگران نه تنها منشاء خیر و فایده نیستند بلکه رذائل اخلاقی متنوعی را در زندگی میدمند که عرصه حیات اجتماعی را برخود و دیگران چنان آشفته و مغشوش مینمایند که حالتی شبیه تنگی نفس برای یک بیمار نیازمند به تنفس سالم را فراهم مینمایند از جملۀ این رذائل اخلاقی میتوان به این موارد اشاره نمود : حسد ، غیبت ، کینه ، بدبینی ، تنگ نظری ،کج خلقی ، قضاوت بیخود و غیرضرور و ناعادلانه ....که البته هریک از موارد مذکور معلول شرائط و احوالات دیگری است که در جای خود نیاز به تعلیل و تآمل و تعمق ویژه دارد .

در شراط دیگری همین آدمیان در مواجهۀ با عوامل موجد و برانگیزاننده رذائل فوق الذکر از جمله عوامل مقصر و مؤثر در حدوث و تشدید تنگناهای معیشتی که به نوبه خود آن رذائل را تقویت  مینمایند ، از خود چنان انعطاف و اغماض و گذشتی نشان میدهند که گوئی از کرامت و عزت نفس و بزرگمنشی ذاتی و دائمی برخوردارهستند در حالیکه با دقت و بررسی دقیق میتوان نتیجه گیری نمود که جایگاه این دو موضع و برخورد کاملاً محل تأمل است 

بعنوان مثال عوامل موجد تنگناهای معیشتی را که عمدتاً ریشه در سوء تدبیر ، بی کفایتی و عدم لیاقت بعضی کارگزاران دارد با تسامح و تساهل کامل مورد اغماض قرار میدهند که همین نوع برخورد نه تنها مفید و سازنده نبوده بلکه موجبات حدوث آن رذائل را نیز فراهم مینماید چرا که کارگزاران از طرفی سکوت مردم را حمل بر رضا و بی دغدغگی آنان نموده و از طرفی عملکرد خودرا موجه و بلا اشکال و بی نیاز به  نقد و بررسی قلمداد نموده و گردش امور را در مسیر اعتدال و موجه فرض مینمایند .

در حالیکه سازوکارهای قانونی ضرورت پاسگوئی عملکرد مسئولان نسبت به مردمان به دور از هرگونه شائبه ای پیش بینی و طراحی گردیده اما محل ایراد آنجاست که فرهنگ بررسی نقادانه اینگونه عملکردها مغفول و معطل واقع  و درازای آن ، فرهنگ پرورش آدمیانی سر به راه ، سربه زیر ، ساکت ، قانع ، موجه ، بی توقع ، و مثلاً دارای عزت نفس رایج گردیده است که در جای خود میتوان از آن بعنوان بیماری اجتماعی یاد نمود .