یکی از امتیازات آدمیزاد نسبت به سایر موجودات بهره مندی او از قدرت تفکر و تدبیر و به تَبَع آن هنرخلاقیت و سازندگی اوست و همین امتیاز او را قادر میسازد در مسیر زندگی پر از فراز و نشیب ، ناملایمات را ملایم سازد و ناخواسته هارا به خواسته معقول و منطقی بدل نماید و بدیهی است که این هنر آنجا ارزشمند تر می نماید که از آن در جهت ساختن و تربیت خود و دیگران استفاده گردد .

اما در این وادی گاه آدمی برای نیل به مقصود ، به انحراف کشیده شده و برای رفع و دفع ناملایمات راه میانبر و یا بیراهه را انتخاب مینماید تا به آرامش مطلوب دست یابد که در مواردی با انتخاب این مسیر به ظاهر کم هزینه پیدایش خوی و خصلت اطاعت طلبی و مطیع سازی را بر راه مشقت بار ساختن و سازندگی ترجیح میدهد .

نمونۀ ملموس و قابل ارائه در این رابطه ترجیح تربیت حیوانات نسبت به تربیت انسان است . پاسخ روانشناختی چرائی این انتخاب اینگونه قابل تحلیل است که انتخاب مسیر تربیتی برای نوع آدمی پس از برهۀ کودکی و گذار به مرحله کسب هویت ، مواجهۀ او با مقاومت ، تمرد ، نافرمانی ، چون و چرائی و برهان و استدلال خواهی و استقلال طلبی این مسیر تربیتی از ناحیۀ متربی است .

اما با ترجیح  تربیت حیوانات به جای آدمی ظاهراً مشکل تمرد و نافرمانی مورد اشاره حل شده و حیوان مورد تربیت بلحاظ خصائص ذاتی با اندکی توجه و محبت به موجودی کاملاً مطیع و منقاد و سپاسگزار و در عین حال وفادار به ولی نعمت خود مبدل میگردد و شخص مربی ، نوعی توفیق و رضامندی و آرامش را در خود احساس مینماید .

اما با اندکی مداقه و تحلیل محتوای این مسیر انتخابی میتوان به این نتیجه دست یافت که این گزینش و ترجیح نه تنها خبط و ناصواب بوده بلکه به نوعی پاک نمودن صورت مسائل و مشکلات مسیر تربیت آدمیزاد نیز از آن استنتاج میگردد و از طرفی پیامد عمده دیگر آن رواج خوی و خصلتی نامطلوب و نکوهیده به نام سلطه گری و سلطه پذیری است که میتواند علاوه بر عرصه های تربیتی به مناسبات اجتماعی و سرنوشت جوامع بشری نیز تعمیم یابد و در صورت تعمیم آن در میان جوامع ، عواقبی از نوع بحرانهای خفته و ناپیدای اجتماعی را میتوان برای آن متصور شد .

آثار و عواقب جبران ناپذیر این مسیر خطاپذیر را بایستی در بوته آزمایش زمانهای طولانی و طی نسلهای متمادی به قضاوت نشست .