مارجی لچمن (Margie Lachman) از پژوهشگران برنامه “میداس” (Midus-Project)که عظیم‌ترین تحقیق در باره میانسالی در جهان است، می‌نویسد: “به طور متوسط انسان‌های با تحصیلات عالیه، نه تنها از نظر بدنی، بلکه همچنین از نظر ذهنی در همان شرایطی هستند، که افراد بدون تحصیلات عالیه ده سال جوان‌تر از آنان.”
برنامه “میداس” حقیقت دیگری را هم آشکار می‌کند: حتی بعد از پنجاه سالگی هم برای افراد کم‌سواد می‌ارزد که ذهن خود را ورزش دهند. اگر آنها مغز خود را منظما مشغول کنند – از طریق خواندن، نوشتن یا ‌آموزش هدفدار- می‌توانند پیشرفت‌های جهشی داشته باشند، و در عین حال خود را در مقابل بیماری‌هایی چون زوال عقل محافظت کنند. هنوز مشخص نیست که این بیماری چگونه آغاز می‌شود، تنها چیزی که می‌دانیم : کسانی که در میانسالی از نظر فکری فعال هستند، کمتر به بیماری فراموشی دچار می‌شوند.
در واقع به نظر می‌آید که ۵۰ سالگی یک نقطه گرهی در عمر انسان است: کسی که در این سن شروع به ورزش منظم کند، می‌تواند از نظر آماری همانقدر در مقابل ضعف پیری مقاوم گردد که کسانی که همیشه و از جوانی ورزش را ادامه داده‌اند. ( اما 60 سالگی برای اینکار دیر است.)
به قول مارتین کورته: ” زندگی ما در پیری، در میانسالی رقم می‌خورد.” رهنمود‌هایی که او در کتاب خود به نام “احساس جوانی” (جوان در ذهن /jung im Kopf) ارائه می‌دهد ساده‌اند: تغذیه سالم، تحرک منظم و جوش‌خوردن با مردم. به خصوص بخش آخر از همه مهم‌تر است: کمتر فعالیتی می‌تواند به اندازه یک گفت‌وگوی معمولی- از طریق گفتن، شنیدن و توجه به خود و دیگری – بخش‌های گوناگون مغز را همزمان فعال نماید. دوستی کردن بهترین ورزش مغزی است.
آری، در پیری حافظه کوتاه‌ مدت ضعیف می‌شود و تمرکز نقصان می‌یابد، ولی مغز خواص جدیدی هم از خود نشان می‌دهد: او خیلی سریع‌تر اطلاعات را با یکدیگر ترکیب می‌کند و مسایل مهم را از غیر‌مهم تفکیک می‌کند.
...
نتایج یک بررسی طولانی‌مدت که در سیاتل آمریکا اجرا می‌شد بنام (Seattle Longitudinal Study) حتی خود دانشمندان را هم غافلگیر کرد: فقط در دو تست از شش تست مورد بررسی، یعنی سرعت واکنش و سرعت محاسبه، افراد مسن‌تر ضعیف‌تر عمل کردند. در بقیه آزمایش‌ها حتی با بالارفتن سن، قابلیت اقزایش یافته و در سن ۵۵ و ۶۰ سالگی به اوج خود رسیده بود. مثلا افراد مسن‌تر لغات معادل بیشتری برای یک مفهوم می‌یافتند و برایشان آسان‌تر بود که اطلاعات را معنی کنند یا ارتباط مسائل را به یکدیگر تشخیص دهند.
در میان‌سالی مغز به وضوح توانایی‌های جدیدی را ابداع می‌کند. از جمله می‌تواند اطلاعات را بهتر با هم ترکیب کند و مسائل مهم را از دیگر مسائل تفکیک نماید...به نظر دانشمندان احتمالا افراد مسن‌تر این قابلیت را مدیون تجربه طولانی‌تر خود هستند...

تجربه را می‌توان سنجید، ولی به سختی می‌توان آنرا در یک شرایط مشخص توضیح داد. تجربه به سادگی حضور دارد و در شرایط پیچیده پاسخ مناسب را در کسری از ثانیه تحویل می‌دهد. این‌را اصطلاحا “درک شهودی” می‌گویند.
تجربه- که پژوهش‌گران آنرا هوش کریستالیزه‌شده نام می‌نهند- می‌تواند توجیه بقای انسان در میانه عمر خود باشد. از نظر زیست‌شناسی تکاملی، در نظر اول، فاصله زمانی بین پایان دوره تولید مثل و مرگ ،بی‌مورد ‌‌‌‌جلوه می‌کند. اما شاید این توضیح پاسخگو باشد که زنان و مردان، تنها با تولید‌مثل نیست که ادامه حیات ژن‌های نوع خود را تامین می‌کنند، بلکه همچنین با تجربیات خود به این امر یاری می‌رسانند، حالا چه با حمایت فرزندان خود برای نگهداری کودکانشان و چه با یاری آنها در امورمتنوع ...

منبع : Die Zeit