نجوای دل

سال نو مبارک

  بوی باران، بوی ســبزه، بوی خاک                                    
 
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک                      
 
آسمان آبی و ابر سپید                                              
  برگهای سبز بید                                       
              
 
عطر نرگس، رقص باد              
 
نغمه شوق پرستوهای شاد                              
  خلوت گرم کبوترهای مست
...                                  

  نرم نرمک میرسد اینک بهار 

  خوش بحال روزگار                    

  خوش بحال چشمه‌ها و دشتها

خوش بحال دانه‌ها وسبزه ها

خوش بحال غنچه های نیمه باز                                  

خوش بحال دختر میخک که میخندد به ناز                 

خوش بحال جام لبریز ازشراب 

خوش بحال آفتاب                                                            .   

                  ای دل من گرچه در این روزگار          

جامۀ رنگین نمی‌پوشی به کام 

باده رنــــــگین نمی‌بینی به جام                               
نقل وسبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌باید تهی است؛      

       

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم 

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب 

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم ازبهار

گرنکوبی شیشه غم را به سنگ                                   

هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

                     (فریدون مشیری)


زندگی و امید

         

        به قول زنده یاد دکترشریعتی: لحظه ها را گذراندیم که به

        خوشبختی برسیم، غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند.

این متن ایمیل دوستی است که ارزش خواندن دارد به همین منظورگزیدۀ " نجوای دل " قرارگرفت بامید آنکه هرخواننده ای به حد وسع خویش مورد استفاده قراردهد:
همه ما خودمان را چنین متقاعد می کنیم که زندگی بهتری خواهیم داشت اگر:
شغلمان را تغییر دهیم ، مهاجرت کنیم ، با افراد تازه ای آشنا شویم ، ازدواج کنیم
 فکر میکنیم،‌ زندگی بهتر خواهد شد اگر: ترفیع بگیریم ، اقامت بگیریم ، با افراد بیشتری آشنا شویم ، بچه دار شویم
 و خسته می شویم وقتی: می بینیم رییسمان نمی فهمد
زبان مشترک نداریم ، همدیگر را نمی فهمیم ، می‌بینیم کودکانمان به توجه مداوم نیازمندند
بهتر است صبر کنیم ... با خود می گوییم زندگی وقتی بهتر خواهد شد که : رییسمان تغییر کند، شغلمان را تغییر دهیم ، به جایدیگری سفر کنیم ، به دنبال دوستان تازه ای بگردیم ، همسرمان رفتارش را عوض کند ، یک ماشین شیک تر داشته باشیم ، بچه هایمان ازدواج کنند ، به مرخصی برویم و در نهایت بازنشسته شویم....
 حقیقت این است که برای خوشبختی، هیچ زمانی بهتر از همین الآن وجود ندارد. اگر الآن نه، پس کی؟
زندگی همواره پر از چالش است.
 بهتر این است که این واقعیت را بپذیریم و تصمیم بگیریم که با وجود همه این مسائل، شاد و خوشبخت زندگی کنیم.
 به خیالمان می رسد که زندگی، همان زندگی دلخواه، موقعی شروع می شود که موانعی که سر راهمان هستند، کنار بروند:
مشکلی که هم اکنون با آن دست و پنجه نرم می کنیم ، کاری که باید تمام کنیم ، زمانی که باید برای کاری صرف کنیم
بدهی‌هایی که باید پرداخت کنیم و ...
بعد از آن زندگی ما، زیبا و لذت بخش خواهد بود!
 بعد از آن که همه ی این ها را تجربه کردیم، تازه می فهمیم که زندگی، همین چیزهایی است که ما آن ها را موانع می‌شناسیم
این بصیرت به ما یاری میدهد تا دریابیم که جاده‌ای بسوی خوشبختی وجود ندارد. خوشبختی، خود همین جاده است.. بیایید از هر لحظه لذت ببریم.
 برای آغاز یک زندگی شاد و سعادتمند لازم نیست که در انتظار بنشینیم:در انتظار فارغ التحصیلی ، بازگشت به دانشگاه ، کاهش وزن ، افزایش وزن ، شروع به کار، مهاجرت ، دوستان تازه
ازدواج ، شروع تعطیلات ، صبح جمعه ، در انتظار دریافت وام جدید ، خرید یک ماشین نو ، باز پرداخت قسط ها ، بهار و تابستان و پاییز و زمستان ، اول برج ، پخش فیلم مورد نظرمان از تلویزیون ، مردن ، تولد مجدد و...
 خوشبختی یک سفر است، نه یک مقصد.
 هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد.
 زندگی کنید و از حال لذت ببرید.
 اکنون فکر کنید و سعی کنید به سؤالات زیر پاسخ دهید:
١. پنج نفر از ثروتمندترین مردم جهان را نام ببرید..
٢. برنده‌های پنج جام جهانی آخر را نام ببرید.
٣. آخرین ده نفری که جایزه نوبل را بردند چه کسانی هستند؟
۴. آخرین ده بازیگر برتر اسکار را نام ببرید.
 نمی توانید پاسخ دهید؟ نسبتاً مشکل است، اینطور نیست؟
نگران نباشید، هیچ کس این اسامی را به خاطر نمی آورد..
 روزهای تشویق به پایان می رسد! نشان های افتخار خاک می گیرند! برندگان به زودی فراموش میشوند!
 اکنون به این سؤالها پاسخ دهید:
١. نام سه معلم خود را که در تربیت شما مؤثر بوده‌اند ، بگویید.
٢. سه نفر از دوستان خود را که در مواقع نیاز به شما کمک کردند، نام ببرید.
٣. افرادی که با مهربانی هایشان احساس گرم زندگی را به شما بخشیده‌اند، به یاد بیاورید.
۴. پنج نفر را که از هم صحبتی با آن ها لذت می برید، نام ببرید.
حالا ساده تر شد، اینطور نیست؟
 افرادی که به زندگی شما معنی بخشیده‌اند، ارتباطی با "ترین‌ها" ندارند، ثروت بیشتری ندارند، بهترین جوایز را نبرده‌اند ....
 آنها کسانی هستند که به فکر شما هستند، مراقب شما هستند، همان هایی که در همه ی شرایط، کنار شما می مانند ...
 کمی بیاندیشید. زندگی خیلی کوتاه است.
 شما در کدام لیست قرار دارید؟ نمی دانید؟ اجازه دهید کمکتان کنم.
شما در زمره ی مشهورترین نیستید...،
 شما از جمله کسانی هستید که برای در میان گذاشتن این پیام در خاطر من بودید

اصوات زندگی

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.
 
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.
 
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.
 
تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی . .. .،
 
تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت،‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات
ورای مصلحت‌اندیشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز کن!
 
امروز مخاطره کن!
 
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
 
شادی را فراموش نکن

 
پابلو نرودا(ترجمه احمدشاملو)


Weblog Themes By Pichak

<< مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر >>

نويسندگان

موضوعات

     

درباره وبلاگ